خرید بک لینک

درباره سایت

سکوت من؛ناگقته های من...

امکانات وب

برچسب: نویسنده: adeleh تاريخ: جمعه 21 تير 1392 ساعت: 19:08

ذهن من هنوز پنج ساله است.

نمی فهمدخسته است...

از اینکه از زبان مردهای بی خاصیت و احمقی که نصف

ضریب هوشی او را ندارند شنیده است که زن ها منطق ندارند،

زن ها طنز ندارند،

زن ها دست به فرمان ندارند.

خسته است از جامعه ای که اگر زنی مورد تجاوز قرار بگیرد...

زن را مورد خطاب قرار می دهد که چرا حجابت کامل نبود؟؟!!

و مقصر می شمارند که مرد را گناه انداخته و از مرد نمی پرسد

که چرا مثل یک ....رفتار کرده است..!!

برچسب: نویسنده: adeleh تاريخ: جمعه 21 تير 1392 ساعت: 18:46

من یک دخترم! شاید تو هم یک دختر باشی... قلب ما زنانه میتپد....زنانه عشق میورزیم.... گاه باید به آخرین صلاحمان که گریه است پناهنده شویم.... میدانم شیطنت هایت را کسی درک نمیکند......و اشک های شبانه ات را کسی نمیبیند.... شاید توهم هرشب لحظاتی را برای عشقت مینویسی و مثل من جرئت نداری بگویی : من عاشقم.... اما اینجا فرق میکند.... من هم مثل تو می اندیشم.... فقط یک دختر میتواند تو را درک کند.... گاه فقط یک دختر میتواند لبخند های دروغیت را بشناسد... حالا من از تو میپرسم: مهربان ترین مخلوق خدا!تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت.... وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود... بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت.... از تنهایی معصومانه ی دستهایت....... آیا می دانی که در هجوم درد ها و غم هایت................... و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت................. حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود...؟؟!! اکنون آمده ام تا دست هایت را..... به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری......... در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی........ و اینک بدان شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار توست!! با من بگو....!!

برچسب: نویسنده: adeleh تاريخ: جمعه 21 تير 1392 ساعت: 18:24

صفحه بندی